7
استـادِ قشنگـم! بـداخلـاقِ مهربون.. اولین شنبهی بـدون تو داره میرسه! حالا چیکار کنیـم با دلتنگیِ از ایـن به
بعـدمون؟ وسط هفتهها استـرس چیو داشته باشـم.. دیگه آخر هفـتهها سر کی غـر بزنم تا سپیدهی صبحِ شنـبه که رخت و
لباس کنـم و از صبح مورد عنـاییتـون قرار بگیرم تــااا تایـم آخـر و خستگیـاش. زود کلاسو شروع کردن و دیـر تموم
کردنـا .. سخت گیریهاتون.. خنگ بازیهام! یا مثلن فلان روز که دلتـون میخواست سرمو از تنـم جدا کنین :)))) شیطینتهام،
درس گوش نکردنهام ، پچ پچ کردن و ریـز خندیدنهام با اِل. روز ارائـه م و از خنـده غش کردنتون. مـن : | زیر آب
زدنهای دکتـر آر ، که هیچوقت هم بـاور نکردین :) رژه رفتنهام تو راهـرو و طبق معمول یهـویی دیدنتـون.. دکتـر
همیشه دوست داشتنیـم، دروس عملی تقریـبا رو به پایانـه ولی خب چی میشه تـرم بـعد هـم شما بـاشین؟ من پـر هیجان
با این حجـم از شلوغ کاری رو فقط شما میتـونی ساکت نگه داری و مجبور به قوی تر بودن بکنی! انقدر ازم کار
بکشی که بالـاخره اشکم دربیـاد ، بگم دیگه نمیتـونـم! صنـدلیتو بیاری جلوتـر با ایمانِ کامل بگی من ایـن چیزا حالیـم
نیست من ازت کار میخوام و بایـد بتـونی. باید خستـه نشی. فقط شما میتونیـن در عرض یک ساعت گنـد بزنیـن تو روحیه
و اعصابِ تمـامِ هفتهی من تـا مدتی بعـدش بخاطر موفقیتـم که حاصل حرص خوردنهای خودتونه، از خوشحالی بال
در بـیارم . به قول خودتون خنگ بازیامو بزارین پای دانشجوی نمونه بودنم. دکتر اِس، میشه بمونین؟! بمون و نـرو..
میدونـم که میدونی بداخلـاق ترین استـادی و هیچکس حاضـر نیست با شما درسی رو بـرداره چه برسه به اینکه اسـتاد
راهنماش باشی! بمون دکتر و هرچند که خونِ آدمو تو شیشه میکنـی، استـاد راهنمای پایان نامهم باش..