173
140 _ گـاهی انقدر همه چی خراب میشه که دیگه چیـزی نمیمونه واسه خراب شدن ! اگه یه وقت
اوضـاع یه طوری به هم بـریـزه که مثل زلـزله غیـرقابـل کنتـرل باشه ، سریـع میرم یه گوشه سـرم
رو میگیـرم تو دستـام و اگه عزیـزی هم نزدیکـم بـاشه و من بتـونم حتمـا ازش مراقبت میکنـم.
مـاجرا که تموم شه ، گرد و خاک که بخوابـه هر کسی دنبـال مهم تـرین داشته هاش میگـرده . بعد
از اون هر اتفـاقی که بیفتـه ، مثبتـه . هر چیـزی که هنـوز مونده بـاشه قشنگه ..
142 _ پریشـب از خدا عمـر خیلـی طولـانی آرزو کردم . دیشـب ازش طلب مرگ کـردم . امشب دیگه
خواسته ای در ایـن مورد ندارم ! ایـن طوری میشه که بعضی وقتـا آدم خودش نمی دونـه چی از کی
میخواد !! خدایـا ازت چی بخوام ؟ خودت بگـو .. آرزو آخرش کجـاست ؟
69 _ بعضی از شمـاره ها هـم ذاتـا غم دارن ..
| 20 _ اولیـن بـرفِ درست و حسابی امسـال ، شاهکـاره ، داشتم نـاامیـد میشدم . برف همیشه واسه من کاریـزماتیک _ جذاب _
بـوده ، دوسش دارم . غـم باحالی داره ، تـو هم هستـی .. |
148 _ حواست نبـود که به مـن حواست نبـود ..