280
+ صبحم رو با صدای بابا شروع کردم. بابا که معنی زندگیه. جونه، همه چیزه.
+ تلگرام رو باز کردم و پونزدهتا پیام از دکتر اِس داشتم! آخرین پیام این بود که "ببخشید خیلی حرف زدم". قلبم ریخت از اینکه نکنه اتفاقی افتاده یا اشتباهی غیرقابل جبران کردم! انقدر بهم ریخته بودم که حواسم به سوالی که چندوقت قبل پرسیده بودم نبود و در واقع اونهمه پیام، در جواب سوالـاتم بود.. از اینکه هنوز همونقدر قدرت تحلیل دارم، کیف میکنم! از بحث در مورد مسائل مختلف لذت میبرم. گاهی به خودم میگم "سالها از درس و دانشگاه فاصله گرفتی اما هنوز همون آدمی و این رو در موردت خیلی دوست دارم!"
+ هنوز سر شبه و بابا دوباره زنگ زده که باهام صحبت کنه. این یعنی خیلی دلتنگه، یعنی خیلی دلش گرفته، یعنی تنهاست و من دلم میخواد همین حالـا براش بمیرم💜