434
از پشت پنجره دکتر اِس رو دیدم و فکر کردم توهم زدهام که اومده ساختمون ما! اما در رو باز کرد و اومد داخل! رئیسی که سر زده میاد بازدید یکجور اضطراب به آدم وارد میکنه و رئیسی که بعد سالهای سال، هنوز از دیدنش میترسی و دست و پات رو گم میکنی یکجور دیگه!
بله. دکتر اِس در یک اقدام انقلابی در پی حرفهای در گوشیِ روز دوشنبهی من، اومد بازدید و مو به موی چیزهایی که گفته بودم رو از ماست بیرون کشید و رفت. پشیمونم که به بقیه گفتم کار من بوده! این دیگه چه درِ گوشیای بود؟ چرا یاد نمیگیری دهنت رو ببندی زن؟ بعد وقتی پشت سرت پچپچ میکنن ناراحت هم میشی؟
خوشحالم که بالاخره دکتر اِس متوجه شد بلافاصله بعد از حرفهام ریاکشن نشون نده و جزو عجایبه که تازه دو روز مهلت داده و بعد اقدام کرده.
+ [ شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ ]
|