74
زندگی از آنچه فکرش را میکردم سخت تـر است . از چندیـن و چندبـار رونویسیِ شعرهای کتـاب
فارسی . از بـاختنِ بـازی . از آمپول های فلزیِ سردِ سِر کننده ی دنـدان پـزشکی . از رو شدنِ
کلک های بچه گـانه پیشِ مـادر . از صبح کردنِ شبهـای طوفان و رعد و بـرق . از امتحان های
پایانِ تـرم . از دردهای عادت های ماهانه . از تحمل سنگینی نگـاه های مخالف . از نـادیده گرفتنِ
قضاوت ها . از کابوس هایی که بیداری هم تمامشان نمیکند . زندگی از آنچه فکرش را
میکردم سخت تر است ..
منو ف امـروز رفتیم بـرای pre test
• میدونم اگه شروع کنم غر زدن دوباره میگه جا نزن ، خسته نشو .. اما اینم جز مو به مویی بود
که فکرشو میکردم یه روزی بـاید متحمل بشم آدما با شرایط مختلف شونُ . بـاید خیلی قوی
باشم ، عصبانی نشم :( . عاشقِ اون مهندس IT شدم که موقع مصاحبه ، مراقبم بود از گربه ها نترسم😆
+ عاشقِ مهربـونی اون خانومه شدم که بـرام خربزه آورد . تو خیـابـون :|
+ حقیقتا خسته شدم از اینهمه وقت بیخوابی .. قرص جواب نمیـده میترسم مث کارکتـرِ اون فیلمه، کمکم دیگه هیچوقت
خوابم نبـره.
+ از خوشحالیـای امروز میتونم به این اشاره کنم که دکترجـان زین پس گوشیشُ تند تند چک
میکنه که دیـر جواب نده و من کمتر حرص میخورم ..