زندگی از آنچه فکرش را میکردم سخت تـر است . از چندیـن و چندبـار رونویسیِ شعرهای کتـاب

فارسی . از بـاختنِ بـازی . از آمپول های فلزیِ سردِ سِر کننده ی دنـدان پـزشکی . از رو شدنِ

کلک های بچه گـانه پیشِ مـادر . از صبح کردنِ شبهـای طوفان و رعد و بـرق . از امتحان های

پایانِ تـرم . از دردهای عادت های ماهانه . از تحمل سنگینی نگـاه های مخالف . از نـادیده گرفتنِ

قضاوت ها . از کابوس هایی که بیداری هم تمامشان نمیکند . زندگی از آنچه فکرش را

میکردم سخت تر است ..

منو ف امـروز رفتیم بـرای pre test

• میدونم اگه شروع کنم غر زدن دوباره میگه جا نزن ، خسته نشو .. اما اینم جز مو به مویی بود

که فکرشو میکردم یه روزی بـاید متحمل بشم آدما با شرایط مختلف شونُ . بـاید خیلی قوی

باشم ، عصبانی نشم :( . عاشقِ اون مهندس IT شدم که موقع مصاحبه ، مراقبم بود از گربه ها نترسم😆

+ عاشقِ مهربـونی اون خانومه شدم که بـرام خربزه آورد . تو خیـابـون :|

+ حقیقتا خسته شدم از اینهمه وقت بیخوابی .. قرص جواب نمیـده میترسم مث کارکتـرِ اون فیلمه، کم‌کم دیگه هیچوقت

خوابم نبـره.

+ از خوشحالیـای امروز میتونم به این اشاره کنم که دکترجـان زین پس گوشیشُ تند تند چک

میکنه که دیـر جواب نده و من کمتر حرص میخورم ..