من به قوی بـودن زمانی که همه چیـز خراب شده بـاور دارم !

 

# آنچه در این روزهـایم میگذرد :(

 

+ هیچ وقت کسانی را که از دوران دانشجویی به عنـوانِ بهتـرین دوران یـاد می‌کنند ، درک نکرده‌ام .

دوران دانشجویی بـرای من بـدترین و تلخ‌ تـرین دوران بود ، بـا دوستانِ و استـادانِ افتضاح ، مسیـر و

محیطِ  افتضاح‌ تـر و علوم اجتمـاعیِ دوست‌ داشتنی و عزیـز که زورش نـرسید من را به مکانِ « دانشگُه »

امیدوار کند ! دانشگاه فقط یک چیـز را به من ثـابت کرد ، این که دانشگاه هیچ چیـزی به آدم یـاد نمی‌دهد

فقط زمان و پولـت را تلف می‌کند بـرای پـوک‌ تـر شدنِ مغز . کاش کارِ دیگری بـرای نوجوان‌ها در آستـانه‌ی

جوانی و راه دیگری بـرای دختـرهای خفه شده در خانه‌ ها بـرای آزادی به غیـر از دانشگاه رفتن در ایـران

وجود داشت | از هویجِ بنفش

خداروشکـر که تموم میشه و با تمـامِ بی برنـامگی هـای پیشِ رو خوشحالـیِ مضاعفی دارم برای ترم آخر

بـودن و دوری از دانشگـاهی که هیچوقت دوست داشتنـی نبود .. بـرنامه ها هنوز نیـومده و دلواپسِ دو واحدِ

قشرهـا ـَم که رو هواس ! بـاید حداقل 30 درصد از منـابع ارشد رو میخوندم امـا با مشکلـاتِ پیشِ رو فعلـا

هیچ کـاری نمیتونم بکنـم .. همچنـان در حالی که خودمُ قایم کردم از دکتـر اِس ، چشم به نوتیـفی ـَم !

# پـاییـزِ سالِ بعدِ رستـاک و بـارونِ پـاییـزیِ سیروان ! تمـامِ پاییـزِ تـرم اولِ و غروبـای از کلـاس بـرگشتن :)

بی ربـط : | خوشبختی . بـاز خوشبختـی |