وقتی دوتـا تیک میخوره و ایـز تـایپینگ قاعدتـا بـاید بمونم و زود جواب بدم اما از شدت تـرس میبندم

تـلگرامُ و قلبم میکوبه از اینکه به زودی میفهمه چیکار کردم و تماسشو بـاید جواب بدم .. احتمالـا زبونم بند

میـاد و فرصت بـرای مواخذه ی اون بیشتـر . از بـابـا انقدی نترسیدم که از دکتـر اِس ! . دارم فکر میکنم که

اصلـا ارزششو داشت اینهمه جنگیدن و پیش رفتن تـا اینجا که همه دارن میگن نبـاید ؟! جسارت بخرج دادم

یـا اشتباه رفتم ؟ تـازه تهدیدم شدم که نمیدونم بـاید بترسم یـا بگم آخه گورِ بـابـات .. !

# چجوری بـاید این چند روزُ بگم بهش !!

# چی شد که خوشحالیـای 135 دود شد .. نیـوفتم از چشمت ..