خب من دیشب به ف گفتـم کلـا نمیام دانشگاه امـروز . امـا نمیدونستم تعطیلـه :| از خواب که بیـدار شدم

دیـدم دکتـر آنِ و تـو دلم گفتـم خوب شد نرفتـم وگرنـه سوژه ی خوبـی میشدم دوبـاره  !

هی مینویسـم و هی کـاغذا رو پـاره میکنـم چون احسـاس میکنم بد نوشتم :(

 ایـن روزا یـه خنگِ به تمـام معنـام و خب هیچکـس مثِ دکتـر اِس نمیتونه به روی خودش نیـاره و انقـدر

بـا حوصله گـره هـای ذهنـمُ بـاز کنه هرچند که کلـی بگه و در حدِ خط دادن که خودم بـرم دنبـالشُ پیداش

کنـم .. نوشتم : چرا انقـد سخته آخه 

_ سخت نیست .. درمورد سوالـت هم آره نکتـه های خوبیِ امـا من فک میکنم به سبک زندگی به تغذیـه

فکری هم اشـاره کرده بـاشی :)

| اعتمـاد به نفس به دانشجو ـَـش میدهـد و دانشجـو ذوق میکنـد .. دوبـاره کاغـذها را نـابود میکنـد و از

نـو مینویسـد :|

+ " کلیـک "

خوبتـر از خوبِ ایـن آلبوم 💜