114
شنبه بـرگشته بودم به روال همیشگیِ بچه ی بـازیگوشی که دوهفته ی قبل قول داده بود آدم بشه ،
حداقل تـا کنکور :) از قایمَکی مَویـز و بـادوم خوردن تـا 360 درجه چرخیدن و با س.ش حرف زدن . کلـافه
شدنِ دکتـر اِس که بعد ف بـا آرنج اومد تـو پهلوم :|
یکم آجیل گذاشته بودم روی میـز ، روی دفترچه م .. که از نگاهش دور نمونـد :|
_ اینـا رو گذاشتی رو میـز نگا کنی دلت ضعف نـره ؟ :))
نمیدونستم کلـاسا رو جا به جا کرده . بعد از مقدماتی خدافظی که کردم گفت میـررری ؟! تعجب کرده
بود گزارش ندادم اینبـار .. گفتم میـام بعدِ آمار میگم :/ از مصاحبه گفتم و هر لحظه مشتـاق تـر برای
شنـیدن و من ذوق .. گفت اگر بـتونی مث یه مستند فیلم بگیری ازشون خوبه اگرم نشد که عیبی
نداره اما اگه ببینم کد گذاری هات اِنقد خوبـه بعدِ پـایـان نـامت اینکـارو میارم تو دفتـر دوتـایی کـار
کنیـم :)) چقد هر شنبه حالم خوبه بـرعکسِ دوشنبه ها .. انگار تـا میـام سرعت بگیـرم دوشنبه تـرمـز
دستی رو میکشه
+ خوابم آرزوست ^_^