115
میذارم به حسـابِ اینکه قطعـا چیـزایی که میخوام ازت ، الـان وقتـش نیست .. وگرنـه که چجوری میشـه
همزمـان با اذان چشـامُ رو همدیگه فشـار میدم و میگـم کاش همیـن الـان جواب بـده و همون موقـع
صدای زنگِ گوشی لبخنـد میـاره روی لبـم :))
_ نیـم سـاعت دیگه تک بنـداز بـرسم دفتـر زنگ بزنـم ، شـاید یادم بـره :| :)
الـان ذهنت آرومـه ؟ تو تاکسـی بیرونـی چیـزی نیستی ؟؟ میتـرسم بگـم دوبـاره بیـای بگی یـادم رفتـه
| و چقـد خودشو کنتـرل میکنه که دوبـاره نگه خنگ :|
راه افتـادم سمت مدرسه و در نهـایت مستنـدی شد که # بـاید :)
# خوشحالـی هـای کوچک
+ [ سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ ]
|