من به خوب و بـد شروع شدنِ هفته ها معتـقدم . به #نشونه ها .. به اینکه اگه شنبه صبحی اتفاقِ

خوبی بیـافته تـا آخرِ جمعه #هفته ی عشقه

| ٢٦٣- بيشتر كارهام رو از روى همين نشونه هاى روشن انجام ميدم . گاهى انقدر نشونه ها زيـاد

ميشن كه انگار واسم عادى ميشه 😅 |

شنبه ی قبل من خوشحالی هدیه دادم .. بمـاند که چقدر بـا ف مسخره بـازی درآوردیم سرِ اینکه چرا

تشکر نکرد ، ف میگفت بـاهات راحته چون تو جیب جا میشی 😂 همه فکر میکنن میتونن بـاهات راحت

باشن فارغ از سن و حتی بعدها جایگـاه و تحصیلـاتت .

یک ربع به پنجِ امروز پی ام فرستـاد : ببخشید یـادم رفته بود تشکر کنم ، بسیـار به توانِ سه 😂

سپـاسگذاری کرد . گل و این حرفا .. . من نوشتم جای گلدون تو اتـاق خالی بود و همزمان شد بـا

اینکه نوشته بود : عکسشو ترنـم دید خیلی خوشش اومد ، بردمـش خونه بـرای ایشون ! و بعد :

ممنون از توجهت . برای اتـاقم ؟ آبـروریـزی شد 😅 پس حتما ازش قلمه میگیـرم میبـرم اونجا .

و من خوشحالم که بـرگ بیدیِ بنفشم خودشو حسابی تو دلِ این خانـواده جا کرده :)