دارم مدارکمو جمع و جور میکنم برای یکشنبه که قراره پروندمُ تکمیل کنم ..

# پایان نـامه بیست شدم . اواسط هفته استـاد راهنما زنگ زد ، کلی تبریک گفت و خبر داد که نمره مُ

ثبت کرده .. ریاضی رو که گذاشته بودم بـرای آخر ، تک درس امتحان دادم و با 19 ردش کردم رفت 😅

# دکتر اِس پی ام فرستاد ، کلی تبریک آرزوی موفقیت . گفت ما شیرینی شُ پیـش پیـش خوردیم :)

# و اینگونه شد که مثل آب خوردن گذشت همه ی روزایی که فکر میکردم ته دنیاس و تمومی نداره .

من تـا چند روز دیگه با تحویلِ چند تـا فرم و تصفیه حساب ، فارغ التحصیل میشم

# قول داده بودم فارغ که شدم ف رو ببرم کافه ولی الـان وقتش نیست ..  آخه آخر سال

همیشه خستمه . نایِ هیچی نیست ، از پشت شیشه ی اتوبوس نگاه میکنم به بدو بدوهای مردم و

میگم خب که چی ! آخرِ سال همیشه طفلکیم بخاطر اینکه مجبورم تمام تعطیلاتمُ هرسال جایی باشم

که دوست ندارم ..