یه فولدر به اسم "حال خوب کن" درست کردم. با یک سری عکس، فیلم، صدا و تلـاش آدم هایی که

علـاوه بـر حالِ خوب اون لحظه، بیشتـر از پیش یـادم میندازن خدا چقدر توانا و دانـا بر همه چیزه. امیـدِ

کوچیکِ ، تـوی دلم رو زنـده میکنن.. خشمم رو فرو می برن. باعث میشن از کنـارِ جزئیـات نگذرم. فـرار

نکنم، جا نزنـم .. بمونم و از نـو بسـازم.

یه بخشی از اون فولدر، فیلم های سروشه.. که به راحتی نمیشه ازش نوشت، فقط میتونم بگم که

کاش امکان این رو داشتم که توی اونهمه بی ادعا تلـاش کردن، شریک باشم. امـا امیدوارم که یه روزی

اتفاق بیافته..

از صداها اگه بخوام بگم، تا الـان، اولین ویسِ حال خوب کن بـرای ف بـوده که دیـروز صبح فرستـاد. خوابِ

شب قبلش رو بـرام تعریف میکـرد که درمورد من بود.. که بـا یه دسته گلِ زیبا رفتم تو کافه ای که باهم

قرار داشتیم، تا بهش خبـر قبول شدنم رو بدم " میگفت از خواب که بیدار شدم کلی گریه کردم! من بـاور

کردم، همونطور که موقع تعریف کردنش هم داشت گریه میکرد! آخه ف میدونه چقدر خسته ام اما پر

از اشتیـاق و امید..

+ اتفـاقات مختلف، بـازم به این فولدر اضافه میشه که امیـد توی دلم نمیـره.. | خدایـا شکرت