229
هیچوقـت نمیتونم خبـر از دست رفتن آدم های مهم زندگـیم رو هضم کنـم.. همیشه چند روز و چند ساعت اول رو به
انکـار گذرونـدم. بـا خودم میگم که حتمن اشتبـاهی شده. حتمـن زنـده ست..
- آقای دانشی.. بابا رحیم! هی پشت گوش انداختـم و فکر کردم حـالـا حـالـاها وقت هست. امـا میخواستـم
امسـال بیـام ببینمـت.. حـالـا چیکـار کنم بـا اینهمه غم و عذاب وجدان؟
+ [ چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۰ ]
|