اومدم سفر بالاخره.. تو حیاطم و صدای جیرجیرک میاد

فردا صبح یا ظهر حرکت میکنیم سمتِ گناوه . امروز صحبم تختِ جمشید بودیم.

با رضا نشستیم پایین پنجره ی آقای نگهبان و شلوغ می‌کنیم. همین الان اومد گفت بی زحمت تشریف ببرین

جای دیگه بشینین :|