48
سلام ! صبحت بخیر و شادی :)
سرِ صبحی نیم ساعتی طول کشید مکالمه ی منو استاد . از تنبلی کردنام گرفته تا موارد و سوالای
درسی .. میتونم بگم اگر دانشگاه بودیم امروز ، دلش میخواست خفم کنه و کلی میخندید بهم
+به احتمال زیاد یکشنبه باید توی سخنرانیِ دکتر قانعی راد شرکت بکنم اینجور که استاد گفت.
خب من میدونستم قطعا بعدش سمیه حرفی برای گفتن داره، البته خیلی خنده داره این آدم ! اومده
پی وی سوال بپرسه ، میگه: ترسیدم استاد ضایعم کنه گفتم از تو بپرسم مثل اینکه که هممون با تو راحتتریم :|
اهمیت ندادم باز . تو گروهم یه چیزایی گفت ف جواب داد حوصلشو نداشتم . کلا امروز حوصله نداشتم . قرار سینما
کنسل شد . بجاش رفتیم چمران باغِ لاله ها ..
قشنگ بود . عکسامون خیلی قشنگ شدن..


